تبليغاتX
نهایت عاشقی

نهایت عاشقی
بدون شرح... 
حرف دل دختر :

گفت یک دختر دلشاد و دل آباد ، به صد ناز وبه صد باد ،به بابایی ِ دلشاد : " تو بابای عزیزم ،که تویی بانک پر از پول تمیزم ، بده بر من همه ی شهریه ثابت ، وَ عمومی ،که شود هر یک از آنها به حدود دو ونیم ، نه ...سه ونیم اسکن سر سبز هزاری که شوم وارد دانشگه آزاد وشب وروز و مه وسال ،چه با حال وچه بی حال ، چه خوش طعم و چه آشغال ، بخوانم ،بزنم زور و کنم پاس و شوم تیکه الماس و دهم فیس و کنم فاس و شوم دخترک خاص ! و دهم پز به تمامی کسانی که مرا ننگ و زیانند و بسی بی سر و پایند " .

تا که بشنید پدر از دهن دختر خود این سخنان ، خنده زنان گفت به ایشان که " عزیزم ، همه چیزم ،نده هی تکیه به میزم ! ، چه کسی گفته که با مدرک دانشگه آزاد تر از ماهی آزاد ، که پوچ است و نه آباد ، ندارد دو سه اُستاد ، که با آن بشوی شاد ، توانی بدهی فیس به این دشمن دانا که همانا همه دانند که دانشگه مذکور ،فقط مدرک مخصوص به آویزش ِ در تاقچه تقدیم نمایند ."

دخترک گفت : "پدر ! پس چه کنم من ؟" و شنید از دهن والد خود : " خانه ی شوهر !" ... یهویی دخترک قصه ی ما گشت به صد شور و به صد ناز وبه صد عور ، به صد فیس و به صد سور ، به زور رژ و ماتیک و ریمل ، پنکک و رژگونه و بیگودی وبابلیس و خط وفر مژه و برق لب و سایه و مش، لاک و مانیکور ، بسی خوشگل و چون حور و به توفیق خداوند ، یکی را بزدی تور و بشد زندگی اش جور و نپرسید ز قلبش : که فلان دختر ممتاز و پریناز و گلاویژ و ثریا و دیانا و مهستی وحمیرا و فروزان وشکیلا که برفتند به دانشگه آزاد ،چه بودند و چه گشتند وکجایند ؟! "

یه سوال برام پیش امده

دخترا میشینن درس میخونن پسرارو جلو میزنن میرن دانشگاه بعد دو ترم ازدواج میکنن بعد میشینن بچه بزرگ میکنن. نمیشد از اول نرن دانشگاه و بزارن یه پسره بره درس بخونه واسه خودش کسی بشه تا بختش باز شه؟؟

ایا در این صورت امار ازدواج بالا نخواهد رفت؟؟؟؟ و ایا بالا رفتن این امار به نفع خانوما نیست؟؟

بی زحمت ج دهید تا حدی برام مهمه

[ جمعه 1390/11/28 ] [ 13:7 ] [ هادی ]

امشب تولد منه

اما من دلم یک جای دنج میخواهد

یک جایی دور از تمام غصه هایم

...جایی که قلب و احساسم آرام بگیرد

!!!جایی مثل آغوش تو

...

شب است و دربدر کوچه های پردردم

فقیر و خسته به بدنبال گمشده ام می گردم

اسیر ظلمتم

ای ماه کجا ماندی؟

من به اعتبار تو فانوس نیاوردم

......

[ پنجشنبه 1390/10/29 ] [ 1:53 ] [ هادی ]
هنگامی که پرستوی جدایی سنای چشمانم را می دزدید من گرمی اشکای شبنم گونه ام را بر گونه ی سرد و یخ زده ام احساس میکردم.

چه احساس تلخی!!

و انگاه که ندای عشق در میان زمزمه های یا زینب یا زینب مداح کوچه گل مریم اتاق تاریک و سرد قلبم را اب داد. در ان لحظه هم شبنم شور چشمانم تنها همدمم بود.

آری من عاشق شده بودم. اما عاشقی محتاط. عاشقی سخت محافظه کار. همیشه نگران از جدایی. پرستوی شادی سنا را به دل تاریکم بازگردانده بود. گل مریم قلبم می خندید چند وقتی بود که شوری اشکانم را فراموش کرده بودم............

ای بود دلنوشته ی شبانه ی مردی سنت شکن..............

[ سه شنبه 1390/09/29 ] [ 23:10 ] [ هادی ]
چپ  دست های سرشناس خارجی

نشریه فاینانشیال تایمز گزارشی داده که تعداد مدیران چپ‌دست در شرکت‌های اینترنتی تقریباً دو برابر شرکت‌های غیر اینترنتی یا سنتی است. افلاطون و ارسطو دو چهره نامدار چپ‌دست هستند. همچنین چارلی چاپلین، آلبرت اینشتین، اسحاق نیوتن، بتهوون، باخ، لئوناردو داوینچی، میکل‌آنژ، پیکاسو، شکسپیر، نیچه، بیل گیتس، جرج مایکل و مهاتما گاندی پيكاسو-اميمنم-50 سنت-جورج مايكل-آميتا باچان-تام كروز-رابرت دنيرو-نيكول كيدمن-استيو مك كوئين-تيم آلن-سارا جسيكا پاركر-آنتومي پركينز-سيلوستر استالونه، انجلينا جولي، ليدي گاگا نیز از چپ‌دست‌های نامی می‌باشند. باراک اوباما پنجمین رئیس جمهور چپ دست آمریکا در میان هفت رئیس جمهور اخیر این کشور (از جرالد فورد در ۱۹۷۴) تاکنون است. از میان چهار رئیس جمهور اخیر ایالات متحده، تنها جرج بوش پسر چپ دست نیست.رونالد ریگان چپ دست بود و جرج بوش پدر, بیل کلینتون و همانگونه که پیشتر اشاره شد باراک اوباما همگی چپ دست هستند.

چپ دست های ایرونی

بهنوش بختياري-حامد كميلي-عليرضا نيكبخت-امير محمد زند-زيبا بروفه-مهران غفوريان-عليرضا منصوريان-امير حسين رستمي- شيلا خداداد-محسن تنابنده-هومن برق نورد-ريما رامين فر-لاله اسكندري-طاها شمس

این دیگه آخرین پستم در مورد چپ دستی بود. احساس میشه از موضوع اصلی وب دور شدم. از این به بعد برمیگردیم به دریای عشق خشکی دیگه بسه

[ دوشنبه 1390/08/23 ] [ 11:50 ] [ هادی ]

خیلی از راست دست ها وقتی می بینن یکی چپ دسته میگن:

"آخی،چپ دستی؟"

"نوشتن با دست چپ سخته؟"

"چطوری با دست چپ مینویسین؟"

یاخیلی سوالای مسخره دیگه. خیلی موقع ها میخواستم در جواب اونایی که این حرفا رو میزدن بگم:آخه خنگ خدا مگه تو چه جوری با دست راست مینویسی منم همونجوری با دست چپ مینویسم. یا بعضی ها آدمو مسخره میکنن و روی آدم اسم هایی مثل "چپول،چپی و..."میذارن!

از این ها که بگذریم می بینیم راست دست ها به شکل خودخواهانه ای همه چیز رو باب میل خودشون ساختن مثل:

- جاچسبی: خیلی از جاچسبی هایی که جاخودکاری هم دارن سمت چپ آنها تا بالا دیواره دارد که با دست چپ امکان جدا کردن چسب وجود ندارد.

- رایانه:هرجا که بروید کیس کامپیوتر سمت راست قراردارد وخواه ناخواه مجبوریم از دست راست استفاده کنیم.

- صندلی های یک نفره: میدانیم که این صندلی ها میزشان سمت راست است.

- شیرآب:شیرهای جدیدی که به بازار آمده دستگیره شان سمت راست است.

- یخچال:در یخچال را نمیتوانید با دست چپ باز کنید.

- رانندگی ماشین:دنده ماشین در قسمت راست راننده قرار دارد، علاوه براین کولر، بخاری، ضبط وجاسیگاری ماشین هم در قسمت راست راننده قرار دارند.

- رقصیدن: رقص دانس رو دقت کردید بیشترحرکاتش با دست راست انجام میشه.

- ساعت مچی:اگربخواهید ساعتتان را تنظیم کنید باید از دست راست استفاده کنید.

- گاوصندوق:در گاو صندوق همیشه به سمت راست ودست راست باز میشه.

و خیلی چیزهای دیگه!

خوب البته ما چپ دست ها به این چیزها عادت کردیم.اما یک خوبی که این اختراعات راست دست ها داره اینه که باعث میشه ما از هردو دستمون استفاده کنیم و میدونید که استفاده ازهردودست موجب تقویت هوش وحافظه میشود!

تازه خیلی ازراست دست ها فکر می کنند ازچپ دست ها سرترند!ویا چپ دست ها بدخط هستند! اما باید بگم دانشمندان به این نتیجه رسیدند که چپ دست ها انسان های خلاق تری نسبت به راست دست ها هستند وقادربه خیال پردازی فوق العاده ای می باشند. عده ای از دانشمندان هم معتقدند انسان های چپ دست کلا ازبهره هوشی بهتری برخوردارهستند. وهمان طورکه می دانیم خیلی ازانسان های بزرگ وباهوش چپ دست هستند مثل: آلبرت انیشتن، ایزاک نیوتن، چارلی چاپلین، لئوناردوداوینچی و... .

درمورد بد خطی هم باید بگم؛ دست خط اصلا ربطی به چپ دست یا راست دست بودن ندارد! البته قبول دارم که درانسان های چپ دست بدخط هم وجود دارد؛ اما خیلی ها با وجود چپ دست بودن خطی بسیارزیبا وبی نظیردارند، چرا جای دوربریم نمونه بارزش "خودم"

با همه این توضیحات وتفاسیرخیلی ها نمی دانند 22 مرداد برابربا 13 اوت روز جهانی چپ دست است وچپ دست ها برای خودشان سازمانی بین المللی نیزدارند.

[ پنجشنبه 1390/08/12 ] [ 14:33 ] [ هادی ]

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/08/05 ] [ 14:56 ] [ هادی ]
مرد از راه می رسه
ناراحت و عبوس
زن:چی شده؟
مرد:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)
زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو!
مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه ....

لبخند می زنه
زن اما "می فهمه"مرد دروغ میگه:راستشو بگو یه چیزیت هست
تلفن زنگ می زنه
دوست زن پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره
زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم.جدا متاسفم که بدقولی می کنم.شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!
مرد داغون می شه
"می خواست تنها باشه"
...............................................................................
مرد از راه می رسه
زن ناراحت و عبوسه
مرد:چی شده؟
زن:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)
مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش
زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه  دو قطره اشک می ریزه
مرد اما باز هم "نمی فهمه"زن دروغ میگه.
تلفن زنگ می زنه
دوست مرد پشت خطه
ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر. از صبح قرارشو گذاشتن
(زن در دلش خدا خدا می کنه که  مرد نره )
مرد خطاب به دوستش: الان راه می افتم!
زن داغون می شه
"نمی خواست تنها باشه"
.............................................................................
و این داستان سال  های سال ادامه داشت و زن ومرد در کمال خوشبختی  و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند....
[ پنجشنبه 1390/08/05 ] [ 14:39 ] [ هادی ]

قانون صف:اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد. 

قانون تلفن:اگر شما شماره ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود. 

قانون تعمیر:بعد از این که دست تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد. 

قانون کارگاه:اگر چیزی از دست تان افتاد، قطعاً به پرت ترین گوشه ممکن خواهد خرید. 

قانون معذوریت:اگر بهانه تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین تان، دیرتان خواهد شد. 

قانون حمام:وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد. 

قانون روبرو شدن:احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد. 

قانون نتیجه:وقتی می خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.
 

 قانون بیومکانیک:نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد. 

قانون تئاتر:کسانی که صندلی آنها از راه روها دورتر است دیرتر می آیند. 

قانون قهوه:قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

[ چهارشنبه 1390/08/04 ] [ 23:32 ] [ هادی ]
انگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. این انگشت با خودِ درونی فرد در ارتباط است. وقتی به شما گفته می شود که در انگشت شستتان انگشتری بیندازید، به دقت مراقب تغییراتی که در زندگیتان اتفاق می افتد باشید. این انگشتر قدرت اراده شما را تقویت خواهد کرد.

 

انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبری و جاه طلبی است. این انگشت نشان دهنده یک نوع قدرت خاص است. این مسئله به خصوص در قدیم الایام وقتی پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر می انداختند بیشتر نمود دارد. درنتیجه، انداختن انگشتر در این انگشت به شما در این زمینه کمک می کند.

 

انگشت وسط : نشاندهنده فردیت و هویت فرد است. این انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده یک زندگی متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می‌کند زندگی متعادل تری داشته باشید.

 

انگشت انگشتری:انگشت چهارم شماست. انگشت انگشتری دست چپ با قلب رابطه مستقیم دارد. به خاطر همین است که حلقه ازدواج در این انگشت انداخته می شود. این انگشت همچنین نشاندهنده احساسات و خلاقیت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک می کند در زندگی خود خوشبین تر باشید.

 

انگشت کوچک: نشاندهنده همه چیز در روابط شماست. این انگشت نشاندهنده روابط ما با محیط بیرون می‌باشد و دقیقاً مخالف شست است که به خودِ درونی ما اشاره دارد. این انگشت نشاندهنده رفتار ما با دیگران است. انداختن انگشتر در این انگشت به شما کمک می‌کند روابط خود را تقویت کنید، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاری هم کمک می‌کند.
[ چهارشنبه 1390/08/04 ] [ 23:7 ] [ هادی ]

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!


[ چهارشنبه 1390/08/04 ] [ 1:2 ] [ هادی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب